و
دین٬ حماقت انسان را جاودانه ساخت.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:6 توسط کاردو
فریاد از تو ای گل که به هر خاک خو کنی؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:22 توسط کاردو
حرف سرد مهری نیست مشکلی دگر دارم
با تو عشق می ورزم ای پریچه و خود نیز
از حضور یک دره در میان خبر دارم
مشکلم بهار توست در خزان من! آری
آنچه پیش رو داری من به پشت سر دارم
روی هر چه می خواهم سایه ی تو افتاده ست
یعنی اینکه یک سودا با هزار سر دارم
حسین منزوی تنهاترین شاعر
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:36 توسط کاردو
زمین در خون ار ٬غلتد
زمان آرام ار٬ گیرد
اگر صد نسل دیگر سبز
شهادت در میان گیرد
نگاه آخرت زیبا٬
نخواهد رفت از خاطر.
درون سینه ی تاریخ
ندا سلطان نمی میرد!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:30 توسط کاردو
بغض را در پرده ی فریاد فردا میکنیم
بعد عمری٬ باغ بی برگی ما یک غنچه داد
باغبان دید و قدم بر سینه ی غنچه نهاد
ما همه قربانی یک پیر بی مخ گشته ایم
حکم بدبختی خود را بی صدا بنوشته ایم
پیر بی مخ از خدا می گفت و بدعتها نهاد
پشت درهای ریاست او خدا را جا نهاد!!!؟
دردها میکشیم و ماست مالی می کنیم!
گاه گاهی می زنیم قلیان و حالی می کنیم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:24 توسط کاردو
در دلم هستی وبین من و تو فاصله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست.
هستی ام بر باد رفت.!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:47 توسط کاردو
گران جانی در این ظلمت سرای بی کران تا کی؟
زبیم نان توسل بر گروهی ناتوان تا کی؟
به جان آمد دلم از این همه آهسته گو ئیها
خروش جاودان خواهم٬ سکوت بی امان تا کی؟

یاد سال ۸۴ افتادم که کمترین آمار رای آقای احمدی نژاد مربوط به کردستان بود و اینک سال آخر ریاست جمهوریش و استقبال میلیونی از ایشان در سنندج!!!!!!!
اگر خواستیدعکس های بیشتری ببینید به این لینک مراجعه کنید:
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1307456&Lang=P
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:16 توسط کاردو
هر جفایی که به من می رسد از یار من است
این پری چهره به کی در پی آزار من است!
من بر آنم که سر و جان کنم اندر ره او
او خیالش همه آزار دل زار من است
ای که گویی نکن عاشق٬ تو دل از مهر کسی
ترک سودای سر زلف بتان عار من است
هر چه نالیدم و فریاد زدم هیچ نگفت
کآخر این دل سوخته ٬دل عاشق بیمار من است
چه کنم؟ شکوه به بیگانه ز بی مهری دوست!
گله از دوست به دشمن نه سزاوار من است.
یکی از دوستانم این شعر را برایم نوشت ظاهرا سروده ی شاعری به نام هیدجی می باشد که قلمشان همیشه سبز باد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:57 توسط کاردو
تار پود هستیم بر باد رفت ٫اما نرفت
عاشقی ها از دلم ٫دیوانگی ها از سرم
این روزها که زندگی به ما سخت گرفته!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23:42 توسط کاردو




